فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام



منابع مقاله:
فصلنامه مشکوة ، شماره 76 و 77، جلالی ، غلامرضا؛


امروزه سوگواری امام حسین علیه السلام در شبه قاره هند، آناتولی و آسیای صغیر، مصر و مغرب و کشورهای آفریقایی، ایران، افغانستان، و حتی کشورهای اروپایی رونق دارد و به عنوان یک عامل تأثیرگذار موجب ترویج تشیع در جهان شده است.

شناخت و پژوهش این مراسم ارزش آن را دارد که پژوهشکده ویژه ای بدان اختصاص یابد. تعزیه گردانی، شبیه خوانی، نوحه گرایی، سینه و زنجیر زنی در شمار ابزارهای انتقال مفاهیم دینی و عرفانی شیعه به جهان شمرده می شوند و همین ابزارها با توجه به جنبه های نمایش آیینی، زیبایی شناختی و ابعاد هنری و نیز فرصتهایی که برای مشارکت مردم فراهم می سازند، هنر مقاومت را به مخاطبان خود آموزش می دهند و در مطبوعات و کتابها و اسناد زیادی مورد بحث و گفت و گو قرار گرفته اند.

ما در اینجا فقط به جلوه هایی از این مراسم در بخشی از قلمرو وسیع اسلام اشاره می کنیم و بدون تردید پژوهش جامع به فرصت و فراغت بیشتری نیازمند است.

1 سوگواری مردم عراق و جهان عرب

مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، از زمان شهادت آن حضرت به ویژه پس از دستور متوکل عباسی برای ویرانی قبر او در کربلا و شهرها و روستاها و میان چادرنشینان شکل گرفت و با گذشت زمان هیأتها و اجتماعاتی تشکیل شد. این سنّتهای دینی که در محرم و صفر اجرا می شوند، در تاریخ العرب فیلیپ حتّی، کتاب تاریخ کربلا و حائر الحسین نوشته سید عبدالجواد کلیددار، کتاب مدینة الحسین سید محمّد حسین کلیددار آل طعمه، مهزله العقل البشری و دراسةٌ فی طبیعة المجتمع العراقی نوشته دکتر سید علی الوردی و کتاب سیرت سید محسن امین بازتاب یافته است.

امروزه در همه روزهای محرم و اربعین، مردم عراق از شهرهای مختلف و حتی زائران دیگر کشورهای عربی و اسلامی به سوی کربلا سرازیر می شوند و دسته های بزرگی به نام دسته انصار به حرکت در می آید(1). این حرکت مردمی همراه با آرامش و وقار گریه کنان با سرها و پاهای برهنه و لباس سیاه، موجب اندوه عمیق در بیننده می شود. پرچمهای سیاه که شعار عزا و سوگواری است در پیش روی هر دسته ای حرکت داده می شود.

از مهم ترین دسته های عزاداری که در روز عاشورای حسینی در کربلا شرکت می کنند، عزاداری روستای طویریج معروف به «هندیه» است. دسته های این روستا از صبح زود گرد آمده، هَروَله کنان به سوی کربلا حرکت می کنند و هر چه به کربلا نزدیک می شوند گروه گروه از عشایر و اهل روستاها به آنها می پیوندند و جمعیتی بیش از یک میلیون نفر را به وجود می آورند. آنها با پای پیاده خود را به کربلا می رسانند. حالت آنها وصف ناپذیر است(2) و بیش از سه قرن است که تحت عنوان «عزاداری بنی اسد» دوام آورده است.

نوحه سرایی نیز در بزرگداشت یاد امام حسین علیه السلام در عراق از رواج برخوردار است و علما توده های مردم را به حفظ و توسعه این مراسم تشویق می کنند. در سال 1360 ق(3) سید هبة الدین حسینی به ستایش از این سنت اقدام کرد و جوانان را به شرکت در مراسم تشویق نمود. بعدها یاسین هاشمی دستور داد تا دسته های زنجیرزنی، قمه زنی و شبیه سازی فعالیت نکنند، ولی این دستور چندان دوام نیاورد.

یادبود عاشورا و حماسه محرم از عراق به کشورهای یمن، حجاز، حضرموت، کویت، بحرین، مسقط، عمان، قطر، احساء و قطیف و ایران راه یافت و حسینیه ها، امام باره ها، ماتم سراها و تکیه ها در این کشورها بنا شد و هر قومی به زبان و سنت خود به احیای این سنتها و حفظ نام حسین و یاد کربلا اقدام نمودند.

پیشینه نوحه سرایی برای امام حسین علیه السلام و شهدای فاجعه کربلا در سوریه و لبنان به زمان شهادت آن حضرت در سال 61 ق برمی گردد و بر اساس روایتی شهر حلب، مدفن رأس الحسین است و به همین دلیل از زمان حمدانیان و به ویژه از دوره حکومت عبداللّه بن حمدان این مراسم به طور آشکار صورت می گرفته است. در واقع، حکومت آل بویه در عراق و ایران و حکومت فاطمیان در مصر و حکومت حمدانیان در سوریه و لبنان در ترویج این سنت تأثیر داشته اند.

مولانا جلال الدین مولوی مراسم سوگواری شیعیان را در شهر حلب که به روز عاشورای نیمه دوم قرن هفتم مربوط می شود، این گونه وصف کرده است:

روز عاشورا همه اهل حلب

باب انطاکیه اندر تا به شب

گرد آید مرد و زن جمعی عظیم

ماتم آن خاندان دارد مقیم

ناله و نوحه کنند اندر بکا

شیعه عاشورا برای کربلا

بشمرند آن ظلمها را یک به یک

کز یزید و شمر دید آن خاندان

نعره هاشان می رود در ویل و دشت

پر همی گردد همه صحرا و دشت(4)

در دوره خلافت عثمانی شیعیان تنها در جبل عامل توانستند به عزاداری بپردازند. در جبل عامل تکیه های منسوب به امام حسین علیه السلام وجود داشت. حسینیه به خانه هایی گفته می شد که چند حجره و یک صحن داشت و منبری در آن گذارده شده بود و افراد غریب در آنجا منزل داده می شدند و در آنها هر هفته و نیز دهه اول محرم عزاداری می شد.

اولین حسینیه منطقه جبل عامل «انباطیه التحتاء» نام داشت. بعد از آن چند حسینیه در صور، نباطیه الفوقاء، کفر رمان، بنت جبیل، حاروف، الخیام، طیبه، کفر صبر و جاهای دیگر بنا شد(5).

از سال 1393 ق دولت لبنان روز عاشورا را در تمام کشور تعطیل رسمی اعلان نمود(6) و این جریان تا به امروز ادامه دارد.

بر اساس نوشته مقریزی(7) در زمان المعز لدین اللّه در سال 363 در مصر تمام فاطمیان و شیعیان در روز عاشورا در کنار قبر کلثوم و نفیسه اجتماع نموده، به عزاداری می پرداختند و مبالغ فراوانی برای اطعام و عزاداری و شربت هزینه می کردند. عاشورای سال 396 در مصر همه بازارها تعطیل عمومی بود و ابن مأمون نیز در سال 515 علاوه بر تعطیلی روز عاشورا موقوفات و صدقات زیادی را برای اجرای مراسم در نظر گرفت.

2 نقش ایرانیان در حفظ و احیای مراسم حسینی

در شهرهای شیعه نشین ایران، به ویژه از زمان مهاجرت امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه نوحه سرایی به دفاع از علویون صورت می گرفت و بعدها این سنت با حمایت پادشاهان آل بویه توسعه یافت و از زمان حاکمیت صفویه فراگیر شده، به یکی از سنتهای عامه مردم تبدیل گردید. این سنت در قالبهای سخنرانی، مداحی، نوحه خوانی، سینه زنی، زنجیرزنی، علمداری، کتبیه نگاری، کاشیکاری، نقاشی، خوشنویسی، تعزیه گردانی، پرده داری، نقالی، گلدوزی، و نقاره نوازی تجسم یافته است؛ هر چند گستره نمود عاشورا در هنر قدسی ایران بسیار وسیع تر از آن است که انسان با یک نگاه سطحی بتواند جلوه ها و تأثیرهای فرهنگی آن را شناسایی و ارزیابی کند.

ایرانیان با توجه به وفاداری و گرایشهای عمیق خود به امام حسین و مکتب سرخ شهادت، در انتقال سنتهای عاشورایی به تمام کشورهای آسیایی دخالت مستقیم داشته اند.

در بسیاری از شهرهای افغانستان به ویژه در قندهار، هرات، کابل، مزار شریف و جلال آباد نوحه سرایی از دیرباز برگزار می شده است. در صحن مزار شریف و تکیه نزدیک آن، دهه اول محرم هر سال نوحه سرایی و مجالس عزا برگزار می شود. در این مجالس اهل سنت نیز شرکت می کنند. پشتونهای افغانستان و پاکستان ماه محرم را ماه حسن و حسین می نامند.

3 اجرای مراسم عاشورا در کشورهای حوزه دیگر ماوراءالنهر

در قفقاز و آذربایجان که تا دو قرن پیش، بخشی از پیکره ایران زمین بودند، به ویژه نخجوان، ایروان، باکو و تفلیس، نوحه سرایی و حرکت دسته ها در محرم و صفر برگزار می شود.

در ترکمنستان به ویژه خیوه، مرو، عشق آباد، سمرقند، تاشکند و بخارا عزاداری صورت می گیرد و حاکمیت مارکسیسم هم نتوانست این مراسم را از یادها ببرد. این مراسم در تبت و برخی از کانونهای شیعه نشین چین نیز رواج دارد.

در منطقه ای در مرکز قرقیزستان در 120 کیلومتری شهر بیشکک که بیش از یک هزار خانواده مهاجر آذری ایرانی زندگی می کنند، آنان ضمن حفظ سنتهای دینی خود، بیش از 50 سال در زمان حاکمیت کمونیستها به طور پنهانی عزاداری می کردند(8).

در حال حاضر این شهرک ایرانیان دارای سه مسجد است که در طول ماههای محرم و صفر شب و روز فعال هستند و مردم در آنها اجتماع می کنند. مردم مرکه در این ماهها لباس سیاه می پوشند و تا پاسی از شب نوحه سرایی و گریه و زاری می کنند.

4 عاشورا در شبه قاره هند

مراسم روضه خوانی و نوحه سرایی با مهاجرت فرهیختگان ایرانی به هند در دوره ایلخانان از ایران به این کشور راه یافت و فرهنگ این سرزمین را تحت تأثیر قرار داد(9). در ابتدا همه اشعار و کلمات نوحه خوانان به زبان فارسی بیان می شد(10).

مراسم تعزیه داری، برای اولین بار به وسیله تیمور لنگ به هندوستان برده شد و امپراتوران مغولی با جدیت این مراسم را رواج می دادند. با اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی توسط سلطان قلی قطب شاه که حکومت وی تا سال 950 ق در دکن (جنوب هند) دوام آورد در بخشی از این کشور عزاداری حضرت امام حسین علیه السلام با شکوه تمام برگزار می شد. وی برای اجرای مراسم عزاداری محرم، عاشورخانه ای ساخت(11).

در زمان ابراهیم قلی قطب شاه، ساختمانی به دستور وی به نام لنگر دوازده امام در گلکنده (Golcunda) ساخته شد و در آن یک عَلَم و نعلی که گفته می شد متعلق به اسب امام حسین علیه السلام است نگهداری می شد و دهه اول محرم هر سال آن عَلم را در مراسم عزاداری و روضه خوانی در شهر حیدرآباد به معرض نمایش می گذاشتند.

در زمان حکومت محمّد قلی قطب شاه مراسم یاد شده رواج یافت و بودجه خاصی نیز بدان اختصاص داده شد. خوردن گوشت و کشیدن توتون و تنباکو در این ایام ممنوع بود و در آغاز دهه اول محرم چند هزار دست لباس سیاه میان مردم و مداحان و ذاکران اهل بیت تقسیم می شد. عاشورخانه ها به تدریج افزایش یافت و در این محلها از اول محرم هر شب یک هزار شمع برافروخته می شد و مراسم تعزیه گردانی برگزار می گردید.

امروزه نمایش شهادت امام حسین علیه السلام با شور و حرارت خاصی در شهرهای بزرگ هند مانند دهلی، لکهنو، حیدرآباد، بمبئی و کلکته برگزار می شود؛ هر چند نحوه اجرای آن در هر یک از این شهرها متفاوت است. از آن میان لکهنو مرکز اصلی مراسم عزاداری است. در این شهر مراسم محرم در عصر شاهان اَوده ریشه گرفت. پادشاهان اَوده علاوه بر تعدادی امام باره یا عزاخانه کوچک، سه امام باره بزرگ ساختند. عزاخانه های آصف الدوله، حسین آباد و شاه نجف، همچنین کربلای تالکتوره، درگاه حضرت عبّاس و درگاه کاظمین، در شمار امام باره های تاریخی هند به شمار می آیند و ویژه عزاداری و اجرای مراسم عاشورایی ساخته شده اند(12).

در هندوستان در ایام محرم، تعزیه و ضریح، دو بخش مهم از وسایل مراسم و عزاداری را تشکیل می دهند. از روز اول ماه محرم همه عزاخانه ها به وسیله عَلَم و ضریح تزیین می شوند و مجالس سوگواری هر روز در این عزاخانه ها برپا می شود و مجالس عمومی تر در امام باره های بزرگ منعقد می گردد. در بعضی از شهرها برهمنها نیز در ایام محرم و روز اربعین در مجالس عزا شرکت می کنند(13). در گذشته و تا امروز بسیاری از مهاراجه های هند نیز در مراسم تعزیه شرکت می نمایند.

در شهرهای حیدرآباد و بمبئی عده زیادی از ایرانیان مقیم هند به مراسم عزاداری غنای بیشتری می بخشند و اسباب رونق آن را در این کشو فراهم می سازند.

در لکهنو، دهلی، چنّایی، کلکته و سایر نقاط هند مراسم ماتم همراه با افروختن آتش انجام می شود. در این نقاط حنفی مذهبها و صوفیان به یادبود شهدای کربلا عزاداری می کنند.

در دکن از زمان شهاب الدین احمد شاه و تحت تأثیر سید محمّد حسینی معروف به خواجه بنده نواز گیسو دراز، عزاداری امام حسین علیه السلام رواج یافته و تا این زمان دوام آورده است(14).

نفوذ عاشورا در ادبیات بنگالی به وسیله اهل تصوف و عرفان مثل شیخ شرف الدین احمد بن یحیی منیری و مولانا شیخ مشرف الدین ابو توامع و جلال الدین تبریزی امکان پذیر شد. محمّد خان اولین شاعر بنگالی است که کتابی به نام مقتل حسین علیه السلام در سال 1635 م نوشت. در موضوع کربلا کتابهای زیادی با عنوان جنگ نامه نوشته شده است. اولین جنگ نامه را شاعر فریب اللّه در اواخر قرن هفدهم تألیف کرد.

توجه شاعران بنگالی به ادبیات عاشورا موجب پیدایش ادبیات پوتی شد؛ ادبیاتی که دو زبانه است و بسیاری از لغات و ترکیبهای فارسی در زبان بنگالی در این ادبیات به چشم می خورد. مشرف حسین با نوشتن کتاب بشاد سند هو (دریای غم) با پژوهش در مقتل حسین علیه السلام و جنگ نامه و دیگر منظومه های پوتیان که در باره شهدای کربلا نوشته بودند، تأثیر بزرگی بر ادبیات بنگالی گذاشت.

لیقبا شاعر نو زبان بنگالی در سال 1933 م کتابی به نام محرم شریف نوشت. وی تمام وقایع کربلا را در این کتاب منعکس کرده است. او دو منظومه طولانی به نام قاسم بوده کابو (نظم قتل قاسم) و زینل ادهال کابو (نظم رهایی حضرت زین العابدین علیه السلام ) منتشر کرد.

در پایان قرن نوزدهم میلادی سعد علی و وهاب علی، شاعران بنگالی کتابهایی درباره شهدای کربلا نوشتند و منتشر کردند(15).

در قرن بیستم میلادی رویکرد به عاشورا در ادبیات بنگالی و نیز اجرای مراسم عاشورایی به اوج خود رسید و بار دیگر به ویژه پس از انقلاب اسلامی این ادبیات به شدت تحت تأثیر مراثی ادب پارسی قرار گرفت.

5 مراسم عاشورا در آسیای صغیر

بر اساس نوشته متین آند محقق ترک، مراسم مربوط به کربلا را در ترکیه و آسیای صغیر می توان به گونه های زیر تقسیم کرد:

1 نمایشهای محرم در میان ایرانیان مقیم ترکیه.

2 مراسم ماه محرم و اعتقادات مربوط به آن در میان فرقه بکتاشی و علویان.

3 ادبیات نمایشی مربوط به واقعه کربلا در ترکیه(16).

متین آند پس از نقل تاریخچه برگزاری مراسم محرم در میان ایرانیان مقیم استانبول یادآور می شود که قانون جدایی دین از سیاست مصوب سال 1329 ق مانع از آن شد که برگزاری این مراسم به صورت آشکار دنبال شود، ولی به صورت پنهان این مراسم در روز دهم محرم در میان شیعیان ادامه دارد. آنها به مسجد جامع یوسف پاشا می روند و در ضمن حرکت مرثیه مشهور فضولی را که با عنوان حدیقة الشعراء شناخته می شود، زیر لب زمزمه می کنند(17).

طریقت بکتاشیه و علویان ترکیه که بالغ بر بیست میلیون نفر جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، با توجه به گرایشهای شیعی از دیرباز مراسم محرم و صفر را در ترکیه ترویج کرده اند(18). آنها در گذشته به دلیل تعصبات حاکم بر امپراتوری عثمانی، مراسم عزاداری را پنهانی انجام می دادند و در سده اخیر به تدریج توانسته اند پاره ای از حقوق دینی خود را به دست آورند. یکی از خواسته های دَده های علوی (علما و روحانیت علویان) برگزاری مراسم عزا در ماه محرم بوده است(19).

مراسم محرم در میان فرقه بکتاشی و علویان روستایی به ویژه در میان طایفه های تخته چی، یوروک، ترکمن و قزل باش هنوز هم برگزار می شود. پیروان بکتاشی ضمن عزاداری در دوازده روز اول ماه محرم هر روز را با نام یکی از ائمه اثنی عشری نامگذاری کرده، آن روز را روزه می گیرند و معتقد هستند روز دوازدهم محرم امام زمان عجل اللّه فرجه ظهور می کند و به همین دلیل در این روز شادمانی می کنند(20).

در میان بعضی از طوایف علوی، روزه ماه محرم تا پانزده روز طول می کشد، دوازده روز به خاطر دوازده امام و دو روز به خاطر شهادت دو فرزند مسلم بن عقیل و یک روز به نام اوگون دور ما اوروجی که دو شبانه روز بی وقفه طول می کشد(21). روزه دار در این مدت نه تنها باید از خوردن و آشامیدن امساک کند، بلکه نباید سخن زشتی به زبان آورد، کار خطایی بکند یا موجود زنده ای را بکشد و حتی اجازه ندارد گیاهان را از ریشه درآورد یا قطع کند. مردم در این روزها وقتی به هم می رسند می گویند: یوه منکره (شرم بر منکرین) و لعنت یزیده (لعنت بر یزید).

یکی دیگر از مراسم مخصوص محرم، تهیه نوعی غذا به نام عاشوراست. این غذا یادآور گرسنگی ستمدیدگان کربلاست و از بلغور گندم تهیه می شود. آش دیگری به نام دووقا چربه سی در این ایام پخته می شود و قربانی ذبح می گردد.

در تکیه حاجی بکتاش نزدیک کادشهر که مرکز تجمع بکتاشیها و نیز مدفن اوست، دیگ بسیار بزرگی وجود داشته که تنها برای آش عاشورا مورد استفاده قرار می گرفته است و این دیگ بعدها به موزه آنکارا انتقال یافت. آش عاشورا با روش خاصی در این دیگ عظیم پخته می شد و پیروان حاجی بکتاش در پخش آن با یکدیگر مشارکت می کردند و نزدیک صبح دیگ آش طی تشریفاتی از روی اجاق برداشته می شد و در اختیار مردم قرار می گرفت.

در ترکیه یک هنر نمایشی به صورت قصه خوانی و مرثیه وجود دارد که به وسیله افرادی به نام قصه خوان یا مداح اجرا می شود و داستان آن غالبا در زمینه مصیبتهای وارد شده بر شهدای کربلاست و بیشتر در محرم اجرا می شود. در هنگام مرثیه خوانی قصه گو با حرکات، فریادها و گریه و ندبه داستان مصائب کربلا را بازگو می کند و شنوندگان تحت تأثیر سخنان او گریه می کنند و بر قاتلان و دشمنان امام حسین علیه السلام نفرین می فرستند(22).

بغداد لی روحی (متوفی 1605 م)، کامی آمدی (1766 م)، عزت ملا (متوفی 1829 م)، سید مشتاق مصطفی (متوفی 1831 م)، عثمان نورس (متوفی 1836 م)، لبیب محمّد (متوفی 1867 م)، ضیاء پاشا (متوفی 1880 م)، کاظم پاشا (متوفی 1883 م)، عثمان شمس (متوفی 1893 م)، مصطفی عاصم (متوفی 1904 م)، معلم فیض (متوفی 1910 م) و شرف خانم (متوفی 1809 م) از مرثیه سرایان مشهور ترکیه در چند قرن اخیر هستند.

مقتلهایی نیز به وسیله چند تن از نویسندگان ترک نوشته شده و روضة الشهدای واعظ کاشفی نیز به زبان استانبولی چند بار ترجمه گردیده است و بکتاشیها ده روز اول محرم را با خواندن حدیقة الشهدای فضولی سپری می کنند.

پیروان فرقه رفاعیه نیز که از مشهورترین فرقه های اهل تصوف در بالکان می باشند و مرکزیت آنها در شهرهای پریزون و اوراخوواتس در ایالت کوزوو می باشد، هر ساله از اول تا دهم ماه محرم با نصب پارچه های سیاه رنگ در تکیه های ویژه خود، مراسم سوگواری و عزاداری برپا می کنند. پیروان این فرقه در طول دهه اول محرم، علاوه بر روزه داری، شبها نماز را با جماعت اقامه می کنند و سپس تا پاسی از شب به نوحه خوانی و ماتم سرایی و بیان روایت واقعه کربلا می پردازند.

در روز عاشورا با قربانی کردن گوسفند، سوگواران با آدابی خاص اطعام می شوند و مراسم سوگواری پایان می یابد. این مراسم نزد طریقت رفاعیه به مراسم ماتم مشهور است.

شجره نامه سید احمد رفاعی مؤسس طریقت رفاعیه که از حکما و بزرگان قرن دوازدهم هجری بود و در نزدیک شهر رفاعیه عراق دفن شده، به حضرت امام حسین علیه السلام می رسد(23).

اجرای مراسم ماتم و اقامه آن برای دراویش طریقت رفاعیه که در سال 1281 ق به کوزوو مهاجرت کرده اند، رکنی از ارکان دین به شمار می آید.

در حال حاضر شیخ باقی شهو به عنوان چهارمین خلیفه طریقت رفاعیه در شهر اوراخوواتس رهبری پیروان این طریقت را به عهده دارد.

6 عزاداری حسینی در جنوب شرقی آسیا

عزاداری برای شهادت امام حسین علیه السلام در جنوب شرقی آسیا به ویژه در اندونزی، سوماترا، فیلیپین و بانکوک در میان شیعیان رواج دارد.

از ابتدای سده چهارم هجری مسلمانان مبلغ در مجمع الجزایر اندونزی حضور یافتند و به نشر اسلام همت گماشتند. این مبلغان مهاجر از کشورهای خاورمیانه به ویژه ایران به آنجا رفته بودند. تعدادی از مهاجران، سادات شیعی امامی بودند که به دلیل ستمهای دوره عباسی عازم شبه قاره هند و جنوب شرقی آسیا شدند. از آن میان، شریف هاشم نخستین حکومت اسلامی را در ملاکا و مجمع الجزایر سولو و هولو در فیلیپین پایه گذاری کرد. این حکومت از سال 1055 تا 1307 ق یعنی تا زمان استیلای آمریکائیان ادامه داشت.

خانواده های شیعی هم اکنون نیز در کشورهای اندونزی، مالزی، فیلیپین، برونئی و دیگر کشورهای مجاور پراکنده اند.

افکار و اندیشه های شیعی و ایرانی بیشتر از طریق کاروانهای تجاری دریایی ایران در قرن سوم هجری و از طریق مبلغان مذهبی در نواحی غربی سوماترا رواج یافت.

شکل گیری دولتهای اسلامی در این منطقه و نفوذ عالمان و تاجران ایرانی در دربار اسلامی اندونزی و کسب مناصب بالا، باعث ترویج فرهنگ ایرانی و شیعی در اندونزی شد.

ابن بطوطه در سده هشتم هجری در سفرنامه خود از ایرانیان برجسته ای چون امیر سید شیرازی، تاج الدین اصفهانی و دریاسالاری به نام بهروز یاد کرده است که در آن زمان در جاوه و سوماترای شمالی زندگی می کرده اند.

بر اساس تاریخ مالاوی، سلطان علاءالدین رعایت شاه پادشاه مالاکا، شیعه مذهب بود و تفکر تشیع را در آن ناحیه تبلیغ می کرد و چندین حوزه علمیه را در این منطقه بنا نمود.

استاد محمّد اسد شهاب پژوهشگر و نویسنده شیعی اندونزی در کتاب تاریخ شیعه در اندونزی به ذکر مراحل سه گانه تاریخ شیعه در این کشور می پردازد و معتقد است مرحله اول از تاریخ شیعه با ورود مبلغان آن به این سرزمین در سده سوم هجری شروع شد و با حضور استعمار هلند در اواخر قرن دهم هجری پایان یافت. مرحله دوم تاریخ شیعه در اندونزی از آغاز قرن یازدهم هجری شروع می شود و اواخر دهه سوم قرن چهاردهم به پایان می رسد. در این مرحله شیعیان به دلیل مقاومت در برابر استعمار هلند با شکنجه و آزار روبه رو می شوند؛ در نتیجه شیعه پراکنده شده، بسیاری از میراثهای خود را در این کشور از دست می دهد.

مرحله سوم از اوایل تا اواسط قرن چهاردهم هجری است که با اصلاحات سید جمال الدین اسدآبادی روزنه ای تازه در زندگی شیعه در این کشور پدید آمد(24).

امروزه از سنتهای رایج و دیرپای جامعه مسلمانان اندونزی، مراسم دهه اول محرم به ویژه روز عاشوراست که در نقاط مختلف اندونزی برپا می شود. این سنتهای دینی با سنتهای ملی درهم آمیخته و شکل نخستین خود را از دست داده است. با این حال یاد و نام امام حسین علیه السلام در قالب نمادهای مذهبی و ملی در سوماترا و جاوه ادامه دارد.

در جزیره سوماترا به عزای حسین علیه السلام تابوت و در جزیره جاوه به ماه محرم ماه سورآ (عاشورا) و در منطقه آچه در سوماترا، ماه حسن و حسین و در غرب سوماترا ماه تابوئیک (تابوت) می گویند.

ذکر شهادت امام حسین علیه السلام در این مناطق، با حمل نمادهایی چون تابوت، ذوالجناح و نیز پختن بوبورسورآ، و کانجی عاشورا یعنی غذای عاشورا انجام می شود؛ غذایی که از گندم، شیر، شکر، حبوبات و برخی از میوه ها تهیه می شود و میان مردم توزیع می گردد.

به اعتقاد مردم آچه انجام اموری مانند ازدواج، کارهای مهم تجاری، کاشت یا درو، موجب هتک حرمت ماه محرم می شود و هر کس که در این ایام به این امور اشتغال ورزد با رویدادهای ناگوار روبه رو خواهد شد.

در محرم تابوتی چوبی و تزیین شده با کاغذهای رنگارنگ را بر دوش می کشند و آن را به حرکت در می آورند و در شهر می گردانند و در عصر عاشورا آن را به دریا می اندازند.

در پنجمین روز ماه محرم، ساقه درخت موزی بریده می شود. این عمل نشانه ای از شجاعت حضرت قاسم در واقعه کربلاست(25).

کشور برونئی (دارالاسلام) که به عنوان سرزمینی کوچک در شمال غربی جزیره برونئو قرار دارد، باقیمانده امپراتوری بزرگ برونئو است. در این کشور نیز مراسم محرم برگزار می شود و بخشی از فرهنگ این کشور به شمار می آید. این امپراتوری که شامل تمام جزیره برونئو (ایالتهای صباح و ساراواک در مالزی شرقی و کالیمانتان اندونزی، و کشور امروزی برونئی) سنگاپور و فیلیپین بود، حدود اواخر قرن پانزدهم میلادی پذیرای اسلام شد و از زمان سلطان شریف علی تاکنون 29 نسل یکی پس از دیگری و از یک نسب بر این کشور حکومت رانده اند.

شریف علی در فاصله سالهای 1432-1425 م بر برونئی حکومت داشت(26). بر اساس شجره نامه «Sombas» موجود در موزه سلطنتی برونئی در بندر سری بگاوا، شریف علی از نوادگان امام حسین علیه السلام بوده است(27). در نتیجه سلاطین امروزی برونئی خود را از نسل پیامبر و امام حسین علیه السلام می دانند.

در شهر بانکوک مرکز تایلند نیز چند هزار شیعه زندگی می کنند. بیشتر آنها از نسل یک بازرگان ایرانی به نام شیخ احمد قمی هستند. وی در سال 1601 م به بانکوک رفت و در این شهر از موقعیت ویژه ای برخوردار شد و به تبلیغ اسلام

همت گماشت(28). بزرگ ترین مسجد شیعیان تایلند به نام پادونگ سام اسلام یا مسجد ایرانی را وی ساخت که تاکنون چندین بار تجدید ساختمان شده است. مردم تایلند مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا را شبیه ایرانیان برگزار می کنند.

بجز کشورهایی که اشاره شد، امروزه با توجه به مهاجرت مسلمان به ویژه شیعیان به کشورهای اروپایی و نیز آمریکای شمالی، کانادا و استرالیا، عزاداری و مراسم بزرگداشت سالروز شهادت سالار شهیدان ابا عبداللّه الحسین علیه السلام و یاران وی برپا می شود. نمایش رویدادهای جانسوز کربلا توسط تعدادی از فارغ التحصیلان هنرهای زیبا و دراماتیک و گروههای تأتر در برخی از کالجها و دانشکده های کشورهای یاد شده با استقبال زیاد تماشاگران روبه رو می شود و مخاطبان مسلمان و مسیحی را تحت تأثیر خود قرار می دهد.


 

1 شهرستانی، تاریخچه عزاداری حسینی، انتشارات حسینیه عمادزاده، ص 289.

2 همان، ص 293.

3 سید جواد شهرستانی، نهضة الحسین، ص 164.

4 مثنوی معنوی، توفیق ه سبحانی، تهران، انتشارات روزنه، 1378، دفتر ششم، ص 842.

5 سید محسن امین، کتاب خطط، ص 69.

6 تاریخچه عزاداری حسینی، ص 303.

7 مقریزی، خطط، ج 1، ص 427.

8 «شیعیان مرکه، حسینیان آشنا»، مجله چشم انداز، سال اول، ش 6، 1376، ص 21-20.

9 محمّد قاسم هندو شاه، تاریخ فرشته، ج 2، ص 35.

10 مجتبی کرمی، نگاهی به تاریخ حیدرآباد دکن، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، تهران، 1373، ص 85.

11 همان.

12 سید حسین علی جعفر، «تعزیه داری در هند»، ترجمه افضل دلویی، کیهان فرهنگی، ش 7، مهر 1363، ص 31.

13 همان، ص 32.

14 نگاهی به تاریخ حیدرآباد دکن، ص 88.

15 بنگرید به: کلثوم ابوالبشر، [استاد بخش فارسی دانشگاه داکا]، «تأثیر فرهنگ و ادبیات عاشورا بر زبان بنگالی»، مجله چشم انداز، ش 6، شهریور 1376، ص 27-24.

16 متین آند، «مراسم در آناتولی ترکیه»، ترجمه افضل وثوقی، کیهان فرهنگی، سال دوم، ش 7، مهر 1364.

17 همان، ص 29.

18 تاریخچه عزاداری حسینی، ص 321.

19 شادان پروند زهرا سبحانی، زمینه شناخت جامعه و فرهنگ ترکیه، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی بین المللی، 1373، ص 83.

20 کیهان فرهنگی، سال دوم، ش 7، ص 29.

21 همان.

22 کیهان فرهنگی، سال دوم، ش 7، مهرماه 1364.

23 نامه فرهنگ، ش 25، ص 184.

24 چشم انداز، سال اول، ش 3، ص 8.

25 محمّد اسد شهاب، صفحات من تاریخ الشیعه فی اندونیسیا، چاپ بیروت.

26 علی چگینی، اسلام در برونئی، تهران، انتشارات بین المللی الهدی، ص 85.

27- Wilkesic, Travel Account of Island, vol.2, Manila. Philippine Book. Guide, p. 91.

28 اسکندر دلدم، «جلوه های ایران و اسلام در تایلند»، روزنامه ایران، سال اول، ش 234، ص 9.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 111

نهضت عاشورا به دلیل ماهیت اسلام خواهی، اصلاح طلبی و ستم ستیزی اش همواره الهام بخش انقلابیون و حرکت های اصلاحی بوده است. انقلاب اسلامی ایران نیز از آن سرچشمه، سیراب شد و از محتوای عاشورا الهام گرفت. این الهام گیری، هم از سوی رهبر انقلاب بود و هم از ناحیه مردم. امام امت با الهام از عاشورا، روح حماسه و غیرت دینی را در کالبد مردم دمید و آنها را به حکومت اسلامی و حاکمیت ارزش های قرآنی فرا خواند.

در این فصل برآنیم، پس از بیان دیدگاه بیان گذار کبیر انقلاب اسلامی و رهبر معظم انقلاب و نیز برخی از شهیدان انقلاب درباره امام حسین علیه السلام و عاشورا، به رابطه عاشورا و انقلاب اسلامی در پیدایش پیروزی و تداوم انقلاب بپردازیم و سپس تحلیل تطبیقی از آسیب های جامعه اسلامی در زمان قیام امام حسین علیه السلام و امام خمینی رحمه الله ارائه دهیم.
عاشورا و امام حسین علیه السلام در کلام روح الله رحمه الله

- امام حسین علیه السلام با خون خود، اسلام را زنده کرد. شما به تبعیت از او، انقلاب و اسلام را ضمانت نمایید.

- عاشورا را زنده نگه دارید که در صورت زنده نگه داشتن عاشورا، کشور شما آسیب نخواهد خورد.

- درحالی که شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام از همه خسارت ها بالاتر بود، ولی چون او می دانست که چه می کند، کجا می رود و هدفش چیست، فداکاری کرد و شهید شد. ما هم باید روی آن فداکاری ها حساب کنیم که سید الشهدا علیه السلام چه کرد و چه بساط ظلمی را به هم زد و ما هم چه کردیم.

- این خون سید الشهدا است که خون های همه ملت های اسلام را به جوش می آورد و این دسته جات عزیز عاشورا است که مردم را به هیجان می آورد و برای اسلام و برای حفظ مقاصد اسلامی مهیا می کند.

- حسین علیه السلام ، شخصیت عظیمی است که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سید اولیا، علی مرتضی علیه السلام ، و در دامن صدیقه طاهره علیهاالسلام بزرگ شده بود، قیام کرد و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود، واقعه بزرگی را به وجود آورد که کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید.

- ماه محرم برای مذهب تشیع ماهی است که پیروزی در متن فداکاری و خون به دست آمده است.

- محرم، ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ همیشه حق بر باطل پیروز شده است.

- محرم چه ماه مصیبت زا و چه ماه سازنده و کوبنده ای است. ماه محرم نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن ستم کار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست که خود سر لوحه تعلیمات اسلام برای ملت ما تا آخر دهر.

- اگر فداکاری پاسداران عظیم الشأن اسلام و شهادت جوان مردانه پاسداران و اصحاب فداکار او نبود، اسلام در خفقان رژیم بنی امیه، وارونه معرفی می شد و زحمات نبی اکرم صلی الله علیه و آله و اصحاب فداکارش به هدر می رفت.

گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری
زنده بودن نام و یاد امام حسین علیه السلام

هر جا فسادی باشد، امام حسین علیه السلام زنده است؛ با شیوه و عمل خود دارد می گوید که شما باید چه کار کنید. تکلیف این است. لهذا باید یاد امام حسین علیه السلام و یاد کربلا زنده باشد؛ چون یاد کربلا درس عملی را در جلوی چشم می گذارد. متأسفانه در کشورهای اسلامی دیگر، درس های عاشورا آن چنان که باید شناخته شده باشد، شناخته شده نیست در کشور ما شناخته شده بود. مردم در کشور ما، امام حسین علیه السلام را می شناختند و قیام امام حسین علیه السلام را می دانستند، روح حسینی [موجود [بود. لذا وقتی امام علیه السلام فرمود که محرم، ماهی است که خون بر شمشیر پیروز شد، امام حسین علیه السلام با عملی بزرگ، تکلیف را روشن ساخت.

ملتی که اسیر است، ملتی که در بند است، ملتی که دچار فساد سران است، ملتی که دشمنان دین بر او حکومت می کنند و زندگی و سرنوشت او را در دست گرفته اند، باید از طول زمان بفهمند که تکلیفشان چیست؟ چون امام حسین علیه السلام نشان داد که در چنین شرایطی باید چه کار کرد. با زبان نمی شود. اگر این مطلب را با صد زبان می گفت و خودش نمی رفت، ممکن نبود این پیغام، از تاریخ عبور کند و برسد. امکان نداشت. فقط نصیحت کردن و به زبان گفتن، از تاریخ عبور نمی کند. هزار جور توجیه و تأویل می کنند. باید عمل باشد، آن هم عملی چنین بزرگ، عملی چنین سخت، فداکاری با چنین عظمت و جان سوز که امام حسین علیه السلام انجام داد.
عاشورا، صحنه عبرت

عاشورا به غیر از درس، یک صحنه عبرت است. باید انسان در این صحنه نگاه کند تا عبرت بگیرد. یعنی چه عبرت بگیرد؟ یعنی خود را با آن وضعیت مقایسه کند، بفهمد در چه حال و وضعیتی است، چه چیزی او را تهدید می کند و چه چیزی برای او لازم است. این را عبرت می گویند.
عوامل اصلی گمراهی مردم در زمان امام حسین علیه السلام

عوامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی دو چیز است. یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است، فراموش کردن خدا و معنویت، حساب معنویت را از زندگی جدا کردن توجه و ذکر و دعا و توسل و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنار گذاشتن و دوم: «و اتبّعوا الشّهوات»؛ دنبال شهوت رانی رفتن، دنبال هوس ها رفتن و در یک جمله دنیاطلبی، به فکر جمع آوری ثروت، مال و التذاذ به شهوت دنیا، اینها را اصل دانستن و آرمان ها را فراموش کردن.
امام حسین علیه السلام در سیره و اندیشه شهیدان
شهید مدرس

پدرم، سید اسماعیل، اجداد طاهرین ما را سرمشق عبرت قرار می داد و می گفت: تسلیم ناپذیری در برابر زور و ستم را از جد شهیدمان سیدالشهداء بیاموزیم. یزید بن معاویه در مقابل بیعت، به آن حضرت مال و منال فراوان و زندگی آسوده وعده داد، ولی او در راه مبارزه برای حق و حقیقت و دفاع از ایمان و حقیقت خویش، آن وعده ها را نادیده گرفت و خون پاک خود و خانواده اش حتی نوجوانان و کودکان شیرخوار خانواده را فدا کرد.
شهید چمران

ای حسین علیه السلام ! در کربلا تو یکایک شهدا را در آغوش می کشیدی، می بوسیدی، وداع می کردی. آیا ممکن است هنگامی که من نیز در خاک و خون خود می غلتم، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و به خدای تو سیراب کنی؟... سرورم آمده ام تا در رکابت علیه کفر و ظلم و جهل بجنگم، با همه وجود آمده ام. تاسوعاست. گروهی بزرگ از یزیدیان با توپ ها و تانک ها و زره پوش ها و ماشین های زیاد و سربازان فراوان در حرکتند. حق با باطل روبه رو شده است. دشمن، سیل آسا پیش می آید و من می خواهم مثل یکی از اصحاب تو در کربلا بجنگم.
شهید مطهری

اگر شهادت حسین بن علی علیه السلام صرفا یک جریان حزن آور می بود، اگر صرفا یک مصیبت می بود، اگر صرفا این می بود که خونی به ناحق ریخته شده و به تعبیر دیگر، صرفا نفله شدن یک شخصیت می بود، ولو شخصیت بسیار بزرگی، هرگز چنین آثاری را به دنبال خود نمی آورد. شهادت حسین بن علی علیه السلام از آن جهت این آثار را به دنبال خود آورد که نهضت او یک حماسه بزرگ اسلامی و الهی بود. از این جهت که این داستان و تاریخچه، تنها یک مصیبت و یک جنایت و ستمگری از طرف عده ای جنایت گر و ستمگر نبود، بلکه یک قهرمانیِ بسیار بسیار بزرگ از طرف همان کسی بود که جنایت ها را بر او وارد کردند.
شهید آوینی

خون حسین علیه السلام و اصحابش، کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند. بگذار اصحاب دنیا ندانند، کرم لجنزار چگونه بداند که بیرون از دنیایی که او تن می پرورد، چیست؟ زمین و آسمان او همان است و اگر او را از آن لجنزار بیرون کشند، می میرد. امت محمد صلی الله علیه و آله را آن روز جز حسین علیه السلام ملجأ و پناهی نبود. چه خود بدانند و چه ندانند، چه شکر آن نعمت بگزارند و چه نگزارند. واقعه عاشورا، دروازه ای از نور است که آنان را از ظلم آباد یزیدیان به نورآباد عشق رهنمون می شود... اگر نبود خون حسین علیه السلام ، خورشید سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب نشانی از نور باقی نمی ماند ... حسین، چشمه خورشید است.
رابطه عاشورا و انقلاب اسلامی

بررسی ادبیات سیاسی رایج در روند انقلاب اسلامی، شعارها، سخنرانی ها، بیانیه های انقلابیان و رهبران نهضت نشان می دهد که از میان عناصر مذهبی، فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسین علیه السلام در این زمینه نقش بسزایی ایفا کرده است. این بحث از دو محور قابل بررسی است:
1. اثرگذاری فرهنگ عاشورا بر پیدایش انقلاب اسلامی
الف) اثرگذاری بر اهداف و انگیزه انقلابیان

هدف و انگیزه مردم ایران از انقلاب اسلامی، نابودی ستم، استبداد و استکبار جهانی و برپایی حکومت عدل الهی و اجرای احکام اسلام به عنوان معروف و جلوگیری از وابستگی به اجانب و بیگانگان به عنوان منکر بود. اینها همان انگیزه و هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا بود. اگر یزید بن معاویه، تجاهر به فسق و فجور داشت، خاندان پهلوی نیز همان گونه عمل کردند. امام راحل رحمه الله درباره تأثیر عاشورا بر اهداف و انگیزه های انقلاب اسلامی می فرماید: «حضرت سیدالشهدا علیه السلام به همه آموخت که در مقابل ظلم و ستم در مقابل حکومت جائر چه باید کرد».
ب) اثرگذاری بر رهبری انقلاب

وجود رهبری حسین گونه همچون امام خمینی رحمه الله یکی از مهم ترین اثرگذاری های نهضت عاشورا در پیدایش انقلاب اسلامی بود. مردم ایران، صلابت، شهامت، شجاعت، قاطعیت، سازش ناپذیری، و روح حماسی امام حسین علیه السلام را در شخصیت امام خمینی رحمه الله متجلی می دیدند و شرایطی را که امام حسین علیه السلام برای رهبر و حاکم جامعه اسلامی توصیف می کرد، در او می یافتند. شعار «خمینی، خمینی، تو وارث حسینی»، مبیّن این امر است.
ج) اثرگذاری بر شیوه مبارزه

در فرهنگ مکتب های مادی نباید مشت به نبرد با درفش برود، ولی مردم ایران تحت تأثیر نهضت عاشورا، روحیه شهادت طلبی امام حسین علیه السلام و اصحابش را در خاطره ها تکرار کردند. امام خمینی رحمه الله می فرماید: «کیفیت مبارزه کردن ـ اینکه قیام در مقابل یک حکومت قلدی که همه جا را در دست دارد، با یک عده محدود باید چطور باشد ـ حضرت سیدالشهدا به ملت آموخته است». تأثیر فرهنگ مبارزه در عاشورا آن چنان زیبا در بیان امام خمینی رحمه الله جلوه کرد که با شکوه تمام فرمود: «خون بر شمشیر پیروز است».
د) اثرگذاری از طریق زمان ها و مکان های عزاداری

زمان های عزاداری امام حسین علیه السلام و مکان های عزاداری از قبیل مساجد، تکایا و خیمه های عزاداری امام حسین علیه السلام ، مهم ترین زمان ها و مکان ها برای فعالیت نیروهای انقلاب و بیداری مردم از مفاسد حکومت پهلوی و سازمان دهی آنان برای راه پیمایی و فعالیت های انقلابی به شمار می آمد. اساسا در سال های اوج گیری انقلاب اسلامی، در تاسوعا و عاشورای حسینی، به کلی پایه های اساسی رژیم ستم شاهی، می لرزید.
2. اثرگذاری فرهنگ عاشورا در پیروزی انقلاب اسلامی

با مرور دوره های سرنوشت ساز در پیروزی انقلاب اسلامی درمی یابیم که نقطه آغازین آنها، ایام عزاداری امام حسین علیه السلام و با الهام از آموزه های نهضت عاشورا بوده است:

الف) قیام 15 خرداد که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب شمرده می شود، به دنبال سخنرانی شدید اللحن امام خمینی رحمه الله در بعد از ظهر عاشورا؛ یعنی 13 خرداد 1342 به وقوع پیوست.

ب) 17 شهریور نیز یکی از برهه های مهم انقلاب بود که تحث تأثیر عاشورا و فرهنگ آن شکل گرفت. امام خمینی رحمه الله می فرماید: «هفده شهریور، مکرر عاشورا و میدان شهدا، مکرر کربلا و شهدای ما مکرر شهدای کربلا و مخالفان ملت ما، مکرر یزید و وابستگان او هستند».

ج) اعلامیه تاریخی امام خمینی در روز 21 بهمن 1357 مبنی بر شکستن کودتا و حکومت نظامی رژیم، نوعی حماسه عاشورایی به شمار می رفت. مردم تحت تأثیر این اعلامیه و فرمان حسین زمان خویش به خیابان ها ریختند و توطئه رژیم را در هم شکستند.
3. اثرگذاری فرهنگ عاشورا بر حفظ و تداوم انقلاب اسلامی

فرهنگ عاشورا نه تنها عامل پیدایش اصل انقلاب و زمینه ساز پیروزی آن در مراحل گوناگون بود، بلکه همین فرهنگ، عامل اساسی حفظ و تداوم انقلاب اسلامی به شمار می رفت.

اگر انقلاب بخواهد تداوم یابد، روحیه شهادت طلبی، آزادگی و شرف، عزت نفس و مبارزه با ستم باید در عرصه های مختلف سیاست خارجی و داخلی حاکم باشد. امام خمینی رحمه الله می فرماید: «این محرم را زنده نگه دارید. ما هرچه داریم از محرم است».
آسیب های جامعه اسلامی در عصر امام حسین علیه السلام
1. آسیب های اعتقادی و مذهبی

بررسی نحله های فکری و اندیشه های دینی نشان می دهد که مهم ترین علل انحطاط و سقوط جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، برداشت نادرست از دین و فهم غلط معارف اسلامی بوده است. چنین امری سبب شد کسانی به مسند خلافت دست یابند که دین را وسیله توجیه حکومت و اهداف فردی و قومی خویش می دانستند و برای توجیه حکومت خود به ترویج نوعی اندیشه تقدیری و جبرگرایانه می پرداختند. بنابراین، هرگونه اعتراض و انتقاد علیه وضع موجود و حکومت اموی انتقاد و اعتراض به قدرت و مشیت الهی است. امام حسین علیه السلام با قیام خود، اولین اعتراض را به اندیشه دینی رایج در جامعه زمان خود وارد می کند.

پیش از انقلاب اسلامی نیز جامعه در زمینه عقاید الهی و مذهبی دچار آسیب های جدی بود. برداشت های دینی رایج به گونه ای بود که دین به هیچ یک از امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کاری نداشت و تنها امری بود که به برخی از عبادت ها و اعمال فردی ختم می شد. چنین برداشتی از دین به وسیله حکومت های باطل در میان مردم رواج یافته بود که به نظریه «جدایی دین از سیاست» می انجامید.

رواج این اندیشه به دلیل اینکه هرگونه مسئولیت اعتقادی و اجتماعی را از افراد سلب می کرد، با روحیه تسامح و راحت طلبی نیز سازگاری داشت.
2. آسیب های سیاسی و اجتماعی

پس از رحلت پیامبراعظم صلی الله علیه و آله ، معیارها و ضوابط اسلامی از نظر سیاسی و اجتماعی تحت الشعاع ارزش های قومی و نژادی قرار گرفت. بدین ترتیب، مهاجر بر انصار و قریش بر غیرقریش ترجیح داده شد و شایستگی افراد در تصاحب مناصب سیاسی و اجتماعی فراموش شد.

معاویه بر خلاف خلفای پیشین، حکومت سلطنتی پر تجملاتی ایجاد کرده و تصمیم گرفته بود حاکمیت اسلامی را برای خاندان بنی امیه، موروثی گرداند و بر خلاف سیره پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و خلفای پس از او، پسرش یزید را که هیچ گونه شایستگی نداشت، به جانشینی خود منصوب کرد.

در حکومت موروثی شاهنشاهی، سلطه بیگانگان نیز بر سر مردم سایه انداخته بود و حق و حقوق محرومان جامعه پای مال می گشت.
3. آسیب های اقتصادی

امام حسین علیه السلام پس از پنجاه سال که از رحلت پیامبر می گذشت، با جامعه ای کاملاً نابرابر روبه رو بود که در آن، از یک سو، قریش و وابستگان به دستگاه خلافت به ویژه بنی امیه به ثروت های کلان دست یافته بودند و از سوی دیگر، مردم در فقر و محرومیت به سر می بردند. به این ترتیب، نوعی از اشرافیت معنوی، معیاری شد برای کسب ثروت و مال بیشتر و ایجاد اشرافیت مادی. پس از آن، طبقه جدیدی از ثروتمندان و اشراف با رنگ و لعاب اسلامی در جامعه به وجود آمدند و اصل عدالت اجتماعی در معرض تهدید قرار گرفت. اگرچه عوامل متعددی در سقوط ارزش ها و معیارهای اسلامی در جامعه نقش داشتند، ولی هیچ یک از آنها به اندازه رواج روحیه دنیاطلبی و رغبت به مال اندوزی مؤثر نبوده است.

ایجاد هسته های سرمایه داری در ایران به وسیله نظام شاهنشاهی نیز سبب شد تا وابستگان به دربار و دست نشاندگان شرکت های چندملیتی با استفاده از پول نفت به ثروت های کلان دست یابند و به این وسیله به چپاول ثروت ها و استثمار اقشار ضعیف جامعه بپردازند.
4. آسیب های فرهنگی و اخلاقی

پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با بازگشت فرهنگ بدوی و هواهای نفسانی، دوباره روحیه برتری جویی و مال اندوزی و راحت طلبی بر جامعه اسلامی چیره شد. هنگامی که بنی امیه حاکمیت یافتند، به تدریج، ارزش ها و اصول اخلاقی اسلام از جامعه حذف شد و قیام امام حسین علیه السلام وقتی آغاز شد که امویان آشکارا به هتک حرمت های الهی می پرداختند.

حکومت فاسد و وابسته شاهنشاهی نیز با توجه به نوعی از خودباختگی فرهنگی و فرنگی مآبی که دچار آن شده بود، به تخریب ارزش های اخلاقی و فرهنگی جامعه پرداخت و جامعه را لهو و لعب و هرزگی فراگرفته بود.
انقلاب اسلامی، الهامی از قیام امام حسین علیه السلام
1. اصلاح اندیشه دینی و تغییر نگرش مردم نسبت به دین

صلاح و فساد هر جامعه به صلاح و فساد اندیشه دینی در آن جامعه مربوط می شود. از آنجا که جامعه اسلامی در زمان امام حسین علیه السلام دچار نوعی نگرش سطحی نسبت به دین شده بودند، امام حسین علیه السلام ، به عنوان مظهر اسلام محمدی با قیام خود می خواست تا بر تفسیرها و برداشت های رایج از دین، خط بطلان کشد و از شیوه امر به معروف و نهی از منکر به اصلاح دین جدش بپردازد؛ زیرا یقین داشت امر به معروف و نهی از منکر هنگامی که مبتنی بر فهم صحیح از دین باشد و از سیره نبوی و علوی؛ یعنی معیارهای خالص اسلام سرچشمه بگیرد، جامعه را از حالت سکون و ایستایی خارج می سازد.

امام خمینی رحمه الله نیز به پیروی از مکتب آرمانی سیدالشهدا علیه السلام ، اصلاح اندیشه های دینی را سرلوحه نهضت اسلامی قرار داده بود و با رد مسئله جدایی دین از سیاست، برداشت های غلط و رایج از دین را زدود و اسلام را دین اجتماعی معرفی کرد که باید در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متجلی گردد.
2. نفی سازش با حکومت جور

سکوت در مقابل حکومت باطل و بی اعتنایی نسبت به وضع موجود جامعه، به نهادینه شدن و ثبات هرچه بیشتر معیارها و ارزش های ضددینی می انجامد و به قدرت های جابر، مشروعیت اجتماعی و سیاسی می بخشد. هنگامی که معاویه برخلاف سیره رسول اللّه از امام برای خلافت موروثی خاندان بنی امیه و جانشینی فرزندش یزید بیعت خواست، با مخالفت ایشان روبه رو شد و محال است شخصیتی که اسوه اسلام محمدی است، به چنین ذلتی تن دهد و بر اسلام تقلبی، مهر تأیید نهد. امام خمینی رحمه الله نیز با پیروی از امام حسین علیه السلام ، در مقابل حکومت جور، همه مصیبت ها را تحمل کرد و با ایستادگی و سازش ناپذیری خود، مشروعیت اجتماعی و سیاسی نظام شاهنشاهی را زیر سؤال برد.
3. اهمیت دادن به نقش مردم

امام حسین علیه السلام برای نقش مردم و مشارکت آنها در قیام اسلامی اهمیت ویژه ای قائل بود. دعوت مردم کوفه از امام حسین علیه السلام را می توان پدیده ای اجتماعی دانست که از قیام امام ناشی شد و در شکل و هیأت قیام تأثیر داشت. امام برای اتمام حجت به طرف آن شهر حرکت کرد تا به ندای مردم که ایشان را به یاری طلبیده بودند، پاسخ گفته باشد.

در قیام تاریخی ایران علیه حکومت پهلوی نیز مشارکت مردم نقش تعیین کننده ای داشت. امام خمینی رحمه الله ، با الهام از انقلاب حسینی و با پشتوانه آگاهانه مردم، در راه اصلاح جامعه قدم گذاشته و با پشتوانه مردم، در برابر طاغوت ایستاد.
4. تشکیل حکومت اسلامی

اسلام، دین جامعی است و اجرای اصول اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن بدون تشکیل حکومت ممکن نیست. برخی از علمای اسلام بر این عقیده اند که مهم ترین انگیزه امام حسین علیه السلام از انجام این قیام، ایجاد حکومت اسلامی بوده است.

امام خمینی رحمه الله نیز با پیروی از سیره امام حسین علیه السلام ، تشکیل نشدن حکومت حق را از مهم ترین و ریشه دارترین آسیب های جامعه اسلامی می دانست و بهترین راه تصحیح جامعه از نظر ایشان این بود که «توده های آگاه وظیفه شناس و دین دار اسلامی متشکل شده، قیام کنند و حکومت اسلامی تشکیل دهند».
5. تبیین و احیای ارزش های اسلامی

اسلام، در بردارنده ارزش ها و هنجارهایی است که در صورت اشاعه آنها، اعضای جامعه از درون متحول می گردند و هر یک از اعمال فردی و اجتماعی آنها، معانی خاص و شیوه های ویژه ای پیدا می کنند.

قیام امام حسین علیه السلام در سال 60 هجری، نمایشگاه این ارزش های متعالی بود و فرزند پیامبر، با چنین نهضتی، پویایی و تحرک آفرینی دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.

امام خمینی رحمه الله نیز با اقتدا به امام حسین علیه السلام توانست به احیای این ارزش ها در جامعه اسلامی بپردازد. برخی از این ارزش ها عبارتند از:

- ایمان به جهاد فی سبیل الله و احیای روحیه مجاهده و مبارزه

- احیای روحیه شهادت طلبی «و لاتحسبن الذین قتلوا...»

- مقاومت و پشتکار و پایداری در مبارزه «فاستقم کما امرت»

- احیای روحیه آزادگی و ذلت ناپذیری «هیهات منا الذلة»

- شجاعت و شهامت و پرهیز از مصلحت اندیشی و راحت طلبی

- احیای روحیه برادری و برابری

- احیای امر به معروف و نهی از منکر و دیگر امور عبادی مثل: نماز، روزه، دعا

- احیای جنبه های اخلاقی، مروت، ایثار و... .
عاشورا و دفاع مقدس

آنچه سبب می شد سیل نیروی عظیم انسانی به جبهه های جنگ تحمیلی سرازیر می شود و فتح الفتوح ها بیافریند، می آفرید درس های آموخته شده از کربلا و مکتب شهادت بود. فرهنگ عاشورا و الهام از اسوه های کربلایی، حتی در وصیت نامه ها، پیشانی بندها، شعارها، سرودها، نوحه ها، تابلوهای جبهه، رمز عملیات و مجالس ختم شهیدان متجلی بود. عبارت هایی مانند: مسافر کربلا، زایر کربلا، یا زیارت یا شهادت، هیهات منا الذله، کل یومٍ عاشورا، یااباعبدالله و... همیشه زینت بخش پیشانی بندهای رزمندگان بود.

هم چنین نام گذاری برخی از عملیات ها از نهضت عاشورا الهام گرفته شده بود. عملیات محرم، مسلم بن عقیل، عاشورا، ثارالله، کربلای یک تا ده و... از این نمونه هاست. انقلاب اسلامی ایران و دفاع مقدس در اهداف، انگیزها، شیوه مبارزه، روش های دفاع، روحیه مردم و شهادت طلبی الهام گرفته از عاشوراست و تا پایان نیز به این فرهنگ وفادار می ماند.

محورهای پیشنهادی در زمینه اثرگذاری فرهنگ عاشورا و نمودهای عینی آن بر نهضت امام خمینی رحمه الله
1. اثرگذاری سیاسی

الف) پیوند دین و سیاست

ب) اطاعت از رهبری
2. اثرگذاری اجتماعی

الف) اصلاح اجتماع

ب) اجرای عدالت اجتماعی و مبارزه با منکرات
3. اثرگذاری فرهنگی

الف) آزادگی و کرامت انسان ها

ب) نماز اول وقت
4. اثرگذاری اخلاقی

الف) اخلاص

ب) فداکاری در راه حفظ اسلام

ج) شجاعت

محورهای پیشنهادی در زمینه توطئه های دشمنان اسلام و انقلاب برای منحرف کردن جامعه امروز

- ایجاد شبهه در اصول مسلّم انقلاب اسلامی مانند ولایت فقیه

- رواج شک و تردید نسبت به خدا، دین و احکام اسلامی

- تهاجم فرهنگی علیه مقدسات دینی و ارزش های اسلامی؛ کم رنگ کردن امربه معروف و نهی از منکر

- تلاش برای گسترش فساد و رواج زمینه هایی برای نابودی طیبات و جای گزینی خبایث

- تهدید وحدت اسلامی و دامن زدن به اختلاف های داخلی و جناح بندی های سیاسی

- زیر سؤال بردن اصول مسلّم قانون اساسی

ـ راه های مقابله با توطئه دشمنان در جامعه امروز با الهام گیری از واقعه عاشورا

1. گسترش تعلیم و تربیت دینی و تعمیم تبلیغات مذهبی

2. ایجاد روحیه گذشت و جانبازی در راه دین

3. گسترش و نهادینه سازی عنصر بصیرت

4. احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر

5. پای بندی و وفاداری به ولایت فقیه

6. استفاده از تمام وسایل ارتباط جمعی در تبلیغ دین

منابع پیشنهادی در زمینه عاشورا و انقلاب اسلامی

1. مجموعه مقالات کنگره بین المللی امام خمینی رحمه الله و فرهنگ عاشورا (دفتر اول - سوم)

تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه الله ، چاپ اول، 1375-1374، 433+433+413 صفحه.

2. گزیده انقلاب اسلامی و ریشه های آن

عمید زنجانی، عباس علی، کتاب طوبی، تهران، 1374، چاپ پنجم، 375صفحه.

3. دیدگاه ها و مجموعه مصاحبه ها به مناسبت [اولین] کنگره بین المللی امام خمینی رحمه الله و فرهنگ عاشورا(دفتر اول و دوم)

تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه الله ، چاپ اول، 1375-1374، 278+296صفحه.

4. فرهنگ عاشورا - شباهت جویی به جنگ های های صدر اسلام (عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس3)

سنگری، محمد رضا، عبدالهی، مهدی، قم، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، قم، چاپ اول، 1380، 343 صفحه.

5. قیام عاشورا در کلام و پیام امام خمینی رحمه الله
 

تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه الله ، چاپ پنجم، 1376، 111صفحه.





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

مراحل نهضت امام حسین (ع) :

۱٫ امتناع از بیعت با یزید و به رسمیت نشناختن حکومت وى

۲٫ هجرت شبانه و مخفیانه امام از مدینه به مکّه

۳٫ اعزام نماینده ویژه (مسلم بن عقیل ) به کوفه ، براى زمینه سازى بیعت گرفتن از شیعیان هوادار، جهت

تشکیل حکومت اسلامى

۴٫ اقامت چهارماهه امام در مکّه ، همراه با تبلیغات مؤثر و روشن گرى اذهان مردم علیه یزید

۵٫ حرکت از مکّه به سوى عراق ، براى به دست گرفتن رهبرى نهضت و پیوستن به انقلابیون کوفه

۶٫ رسیدن به کربلا و قرار گرفتن در محاصره نیروهاى دشمن ، پیش از رسیدن به کوفه (دوم محرّم )

۷٫ شهادت امام و اصحاب وى در حماسه بزرگ روز عاشورا

۸٫ بهره بردارى امام سجاد، حضرت زینب و اهل بیت (علیهم السلام ) از خون شهیدان در

طول اسارت و پس از آن و افشاگری هاى مؤ ثر و بیدارگر علیه رژیم حاکم.

۹٫ رسوایى و تزلزل موقعیت امویان





نوشته شده در تاريخ شنبه 26 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

 

نهضت امام حسین(ع)از نادرترین رخدادهایى است که تفکر انسانهارا به خود معطوف داشته است و در تاریخ اسلام ارزش والایى دارد. شهادت حسین بن على(ع)حیات تازه‏اى به اسلام بخشیده، خونها رابه جوشش آورد و تنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع)باحرکت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده و احساس ذلت وزبونى و اسارت را که از اواخر حکومت عثمان بر روح جامعه‏اسلامى حکمفرما شده بود، تضعیف کرد.
آنچه امت اسلامى از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بر آن‏متفق است، این است که انقلاب کربلا هیبت و ابهت اسلام را که به‏علت‏حاکمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تحقیر ارزشها و مقدسات‏دینى رو به افول گذارده بود، احیا کرد. حرکت امام حسین(ع)،حرکتى است مستمر براى همه نسلها و همه عصرها است.
این انقلاب تنها انقلابى است که اگر کلیه صحنه‏هایش چنان که‏بوده، تصویر شود، هیچ کس نمى‏تواند از بروز احساسها و عواطف‏فطرى‏اش جلوگیرى کند; زیرا این فاجعه به قول شافعى دنیا رالرزانده و نزدیک است قله کوهها را آب کند.
حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبان و قلم‏دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعت‏به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است. شوکانى در کتاب «نیل الاوطار»در رد بعضى از سخنوران دربارى مى‏گوید: به تحقیق عده‏اى از اهل‏علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که:
«حسین(ع)نوه پیامبر که خداوند از او راضى باشد. نافرمانى‏یک آدم دائم الخمر را کرده و حرمت‏شریعت‏یزید بن معاویه را هتک‏کرده است.» خداوند لعنتشان کند، چه سخنان عجیبى که از شنیدن‏آنها مو بر بدن انسان راست مى‏گردد.
تفتازانى در کتاب «شرح العقاید» مى‏نویسد:حقیقت این است که رضایت‏یزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت کردنش به اهل‏بیت پیامبر(ص)از اخبارى است که‏در معنى متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره‏مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت‏خدا بر او و یارانش‏باد. توافقى نداریم.
جاحظ مى‏گوید: منکراتى که یزید انجام داد، یعنى قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم‏ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج ازایمان او دلالت مى‏کند.
بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسى که از لعن او جلوگیرى‏کند، نیز ملعون است.
ابن حجر هیثمى مکى در کتاب «الصواعق المحرقه‏» مى‏نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسى که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.
آنجا که مى‏فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامکم‏اولئک الذین لعنهم‏الله‏» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه یزیدانجام داد، بالاتر است؟!
عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین‏» مى‏گوید: به تحقیق‏گروهى از علما از جمله قاضى ابویعلى و حافظ ابن الجوزى وتفتازانى و سیوطى در مورد کفر یزید نظر قطعى داده‏اند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمرده‏اند.
مولف کتاب «شذرات الذهب‏» مى‏نویسد: در مورد لعن یزید، احمدبن حنبل دو قول دارد که در یکى تلویح و در دیگرى تصریح به لعن‏او مى‏کند. مالک و ابوحنیفه نیز هر کدام هم‏تلویحا و هم تصریحایزید را لعنت کرده‏اند; و به راستى چرا این‏گونه نباشد و حال‏آنکه او فردى قمار باز و دائم الخمر بود.
شیخ محمد عبده مى‏گوید: هنگامى که در دنیا حکومت عادلى وجوددارد که هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آن‏حکومتى ستمگر است که مى‏خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هرفرد مسلمانى کمک کردن حکومت عدل واجب است; و از همین باب است‏انقلاب امام حسین که در برابر حکومت‏یزید که خدا او را خوارکند. ایستاد.
از سبط بن جوزى در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز به خاطر جنایاتى‏که درباره پسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم; واگر کسى به این حد راضى نمى‏شود، ما هم مى‏گوییم اصل، لعنت کردن‏یزید است.
حادثه کربلا چنان در قلوب نفوذ کرد که بسیارى از بزرگان اهل‏تسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خویش را ابرازکردند. امام شافعى که در دوستى اهل‏بیت زبانزد است. درباره‏نهضت کربلا چنین سروده است:
قتیل بلا جرم کان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلى على المختار من آل هاشم و نوذى بنیه ان ذاک عجیب لئن کان ذنبى حب آل محمد(ص) فذلک ذنب لست عنه اتوب هم شفعائى یوم حشرى و موقفى و بغضهم للشافعى ذنوب
حسین(ع)کشته‏اى بى گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده وعجب از ما مردم آن است که از یک طرف به آل پیامبر درودمى‏فرستیم و از سوى دیگر فرزندانش را به قتل مى‏رسانیم و اذیت‏مى‏کنیم!
اگر گناه من دوستى اهل‏بیت پیامبر است، پس من هیچ‏گاه از آن‏توبه نمى‏کنم.
اهل‏بیت پیامبر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند واگر نسبت‏به آنان دشمنى داشته باشم، گناهى نابخشودنى است.

 

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.